تبلیغات
شجره طیبه صالحین - مطالب تیر 1392

شجره طیبه صالحین

محتوای مورد نیاز سرگروه ها

درباره سایت

خدا کند که کسی حالتش چو ما نشود
ز دام خال سیاهش کسی رها نشود
خدا کند که نیفتد کسی ز چشم نگار
به نزد یار چو ما پست و بی بها نشود
جواب ناله ی ما را نمی دهد "دلبر"
خدا کند که کسی تحبس الدعا نشود
شنیده ام که از این حرف، یار خسته شده
خدا کند که به اخراج ما رضا نشود
مریض عشقم و من را طبیب لازم نیست
خدا کند که مریضی من دوا نشود

تبلیغات

کد تبلیغات در اینجا

نویسندگان

ولی احسنت خدا

بسمه تعالی

خدایا چقدر حکیمی، البته لطف دارید که همیشه خواستید ما را مرد خوف و الهی معرفی کنید، ولی خب بنده هم در همین ماه رمضان کم نگذاشتم.

به خاطر تقدس عدد ۴۰ ، چهل بار کله ام را این ور و آن ور کردم و به چهل نفر نگاه انداختم و جمعاً چهل مرتبه بلند داد زدم: قربة الی الله، الله اش را هم آنچانان کشیدم تا کور شود هر آنکه نتواند دید.

مثلاً نمونه اش همین حاج جاسم است که چند مثقال پول از ما طلب دارد و به اندازه چند کیلو ....دهن ما را آسفالت کرده است هر چه اخلاصمان در عبادت را بهش نشان می دهیم، هر چه فضایل و کرامت هایمان را برای لحظه ای رو می کنیم، بد مذهب فایده ندارد.

خدایا، امروز با زبان روزه، غرق در نماز بودم که در حال رفتن به سجود پسرک بغلمان یک ادا و اطواری درآورد که خنده ام گرفت سریع رفتم سجده، خدا چشمت روز بد نبیند از فرط خنده نمی دانم شانه هایم تکان خورد؟ نمازم باطل شد؟ باطل نشد؟

ولی بعد الهام نمودی که بنده ی عزیزم نماز شما بیشتر از اینها ارزش دارد ولی چرا باید بین این همه آدم این اتفاق برای تو بیفتد؟

خدایا از آنجا که هیچ کارت بی حکمت نیست منظورت را فهمیدم، این پسرک صاف برای ما شکلک در آورد چون شما می خواستید کاری بکنید که حاج جاسم گمان کند من دارم از خوف شما در سجده گریه می کنم، بلکه هشدار و اندرزی باشد تا ول کن ما شود. ولی کو عقل که از آن ضجه ها و اشک های عارفانه ی حقیر، صحیح نتیجه بگیرد؟

حالا خدا بین خودمان بماند ولی آخر اگر عقل داشت که خداییش به ما پول قرض نمی داد!

ولی احسنت خدا، خوب این حاج جاسم را شناختیش که صم و بکم فهم لا یرجعون.

خدایا واقعاً آدم چه چیز هایی که نمی بیند خوش به حال خودت که نمی بینی با این زبان روزه , گیر زنیکه افتادم که خیلی چهره اش یادم نیست، چون برای جلوگیری از خوف گناه فقط به کلیات نگاه کردم ولی در روی پوست سفید و لطیف که البته جوشی هم بر پایین چشمان آبی اش که بعد چشمَ… (حالا بماند خیلی دیگه وارد جزئیات نمی شوم) از کرم حلزون استفاده کرده بود! ، جل الخالق! خدایا عقل سلیم عنایت بفرمایید، آخر یکی نیست به اینها بگوید دیگر حلزون کارش به جایی رسیده است که کارخانه راه بیندازد؟!

آخر اگر این موجود نحیف، بتواند برای شما زن ها کاری بکند که دیگر واقعا خاک بر سر ماست نه آن بدبخت، والا ما که ۶۰ !!!!!سال بدنمان را در راه رضای خدا فرسوده کردیم  پف هم بلد نیستیم درست کنیم برای زنمان، آنوقت از  یک حلزون انتظار دارید؟!

خب تقصیری هم ندارند، بندگان شما هستند دیگر! ، از صبح الطلوع که چشمشان را باز می کنند هی توی گوششان می خوانند آیا شما هم از چروکیدگی پوستتان خسته شدید؟ آیا شما هم … تازه ماشاالله حضاری هم که در تلویزیون تعریف این محصول را می کنند آنقدر طبیعی بازی می کنند که اصلا آدم شک نمی کند. اصلا!!!!

بعد یکهو خبر می رسد که پع! این محصول اصلا معلوم نیست صاحبش کیست، مخترعش کیست، کرم بخت برگشته ای که لهش کردند چیست؟،کیست؟و اکنون کجاست؟ و …


به هر حال، خدایا امروز فقط یک شمه از شگفتی های بنده را دیدید. صبر کنید تا آخر رمضان، باور بفرمایید آنچنان روزه هایی می گیرم که تمام این زولبیا و بامیه فروش ها بیایند به نیت تبرک مفتی به من زولبیا و بامیه بدهند.



 ولی احسنت خدا!!!!

متاسفم که مررا میبینید!

خوشا به حالمان که توفیقمان دادند روزه داری را در هرم گرما! آمده است بهترین زمانهاست آن هنگام که عطش و ضعف بر انسان غلبه می‌کند، برای ذکر گرسنگی و سرگردانی در یوم الحسرت و صحرای محشر. همان روزی را میگویم که "یوم یفر من اخیه و صاحبته و بنیه". اما...! اما درست است که ما از برادرانمان، همان‌هایی که در دنیا کاسه و کوزه یکی بودیم فرار می‌کنیم و درست است از پدر و مادرمان همانهایی که نزدیکترین افراد در دنیا به ما بودند گریزانیم، اما نه! از اهل بیت علیهم السلام فرار نمی‌کنیم. آنان خودشان فرموده‌اند که "معدن الرحمه"هستند و "کهف الوری". مگر می‌شود محبان و شیعیان خودشان را از یاد ببرند؟!

اکسیر روزه، بنده را می‌سازد...

اذان مغرب را که می‌گویند انگار نه انگار هفده ساعت روزه گرفته‌ای و لب به هیچ طعامی باز نکرده‌ای. حسی به تو می‌گوید که از امتحان بزرگی سربلند بیرون آمده‌ای. تا جایی که دلت می‌خواهد با آن همه ضعف و کرختی در آستانه محبوب "قد قامت" ببندی و سراغ خوردن هم نروی، تازه آنچه که پیرایه عملت هست و مایه مباهات، منت ننهادن است! ما انسان‌ها گویی جزء فطرتمان است عمل برای دیگری انجام دادن و طلبکار شدن و مزد طلبیدن! انگار که لاف زدن و هوچی گری برای آنانکه عبد نفس خویش می‌باشند افتخار است. اما اکسیر روزه، بنده را می‌سازد...

انسان!

خودشناسی کنیم!
انسان!
به قول منطقیون اگر بنا باشد که یک تعریف جامع و کوتاه از انسان بنماییم که در بر گیرنده تمام ابعاد وجودی و روحی انسان باشد شاید بیشتر از همه ناطق بودن انسان توجه ما را بخود جلب کند ولی گیر کار اینجاست که طوطی هم درحد توان خود از انسان در این کار تقلید می‌کند!
انسان! این تافته‌ی نابافته‌ی طبیعت که اگر سرش به آسمان هم برسد ریشه در زمین داشته و با همین گاو و گوسفند خویشاوند می‌شود1، تنها جای امیدی که به آن است خود آگاهی و رهایی از بند اسارت غرایز است که او را به مقام والا و شامخ انسانی و حتی نزدیکی‌های خداوند می‌رساند. "فکان قاب قوسین او ادنی..."

نظرسنجی

چه محتوایی را بیشتر میپسندید؟


آمار سایت

بازدید کل9
بازدید امروز59
بازدید دیروز52
بازدید ماه قبل92
بازدید این ماه64
تعداد مطالب
نویسندگان

امکانات

کلیک کنید