تبلیغات
شجره طیبه صالحین - مطالب موضوعات طنز

شجره طیبه صالحین

محتوای مورد نیاز سرگروه ها

درباره سایت

خدا کند که کسی حالتش چو ما نشود
ز دام خال سیاهش کسی رها نشود
خدا کند که نیفتد کسی ز چشم نگار
به نزد یار چو ما پست و بی بها نشود
جواب ناله ی ما را نمی دهد "دلبر"
خدا کند که کسی تحبس الدعا نشود
شنیده ام که از این حرف، یار خسته شده
خدا کند که به اخراج ما رضا نشود
مریض عشقم و من را طبیب لازم نیست
خدا کند که مریضی من دوا نشود

تبلیغات

کد تبلیغات در اینجا

نویسندگان

ماشین حساب نمیخوای؟

کدام گزینه ها با جملات بالایشان بیشترین ارتباط مفهومی و غیرمفهومی را دارا هستند؟!

1- محسن هاشمی: "هاشمی مردد است."

الف. چون نتایج نظرسنجی ها نشان می دهد ایشان با 200درصد آرا(!) برنده انتخابات هستند و تیم کارشناسی ایشان در حال تحلیل درستی یا نادرستی 200درصد رای ایشان است و می خواهد ببیند این نظرسنجی که مدعی است ایشان 100میلیون رای دارد علمی انجام گرفته یا خیر!

ب. شاید منظور محسن آقا این بوده که مردود است و اشتباهی گفته مردد!

ج. یه دل میگه برم، برم! یه دلم میگه نرم نرم!

د. آخه بعد از یازده بار نامزد شدن؛ هنوز برای نامزد شدن مردد هم میشن؟!

2- محسن هاشمی: "خاتمی نگران تأیید صلاحیت است."

الف. چرا نگران؟! کی بهتر از ایشون؟! تعارف می کنین؟! رد صلاحیت چرا؟!

ب. حالا یه مدت حرفایی زدن که نباید می زدن، و بعد یک مدت حرف هایی نزدن که باید می زدن! همین! پیش میاد دیگه! اتفاق خاصی نیفتاده!

ج. نگران تایید صلاحیت یا نداشتن رای؟!

د. همه موارد!

3- محسن هاشمی: " به نظر من آقای هاشمی هنوز به این جمع‌بندی نرسیده است."

الف. چهار عمل اصلی که اینقدرها مشکل نیست! یک جمع بندیه دیگه! چقدر دیگه زمان می خوان آخه؟!

ب. ماشین حساب بدم خدمتتون؟!

ج. جمع بندی نمی خواد که! یازده بار کاندیدا شدن؛ این یکبار هم روش! یا میگیره و رئیس جمهور میشن! یا نمی گیره و یک باخت دیگه توی کارنامشون ثبت میشه!

د. از قدیم اشتباهی می گفتن تا 3 نشه بازی نشه! درستش 12 بوده! ایشون هم یکبار دیگه کاندیدا بشن میشه دوازده تا!

4- محسن هاشمی: "آقای هاشمی که تا الان نشان دادند از انتخابات و به رای مردم گذاشته شدن نمی‌ترسند."

الف. ایشون حتی می تونن در کتاب رکوردهای گینس اسمشون رو به خاطر 11دفعه کاندیداتوری ثبت کنن!

ب. پس چرا مردد هستن؟!

ج. پس چرا نمی گن آره؟!

د. پس دیگه ما ایشون رو وارد شده به انتخابات بدونیم!

5- محسن هاشمی: "به نظر می‌آید این بار نظام دنبال ایجاد یک رقابت بین شیرها نیست."

الف. الآن منظور شما از "شیر" کی بود؟! ... چی بود؟!

ب. شیر پاستوریزه؟!

ج. شیر پاکتی؟!

د. کلا یعنی چی؟!

6- محسن هاشمی: "دلیل تضعیف شوراها سیاسی شدن شوراهاست."

الف. و اصولا دلیل نامزد شدن آقا محسن در انتخابات شوراها این است که ایشان چهره ای کاملا غیرسیاسی هستند و تصمیم دارند در شوراها به فعالیت های صد در صد غیرسیاسی بپردازند!

ب. یعنی الآن اگه شما توی شوراهای تهران رای بیاری شوراها تضعیف می شن یا قوی می شن؟!

ج. بعضی موقع ها هم دلیل تضعیفش بی سیاستی شوراها و برخی اعضایش است!

د. یعنی بریم به همین ورزشکارها و بازیگرها رای بدیم؟!

7- محسن هاشمی: "امیدوارم شورای دور بعد بیش از آنکه سیاسی باشد، یک شورای تخصصی باشد از حضور چهره‌های درجه اول علمی و مدیریتی!"

الف. ایشان برای خودشان در حال ضدتبلیغات هستند!

ب. ببخشید! هوا تاریک بود به جا نیاوردیم! خوبین آقا محسن؟! ای یکی از چهره اول علمی و مدیریتی!

ج. یعنی انیشتن؟!

د. یعنی پروفسور بالتازار؟!

8- محسن هاشمی: "نباید شهرداری به شکل کنونی‌اش یعنی به عنوان سکوی پرتاب به ریاست‌جمهوری باشد. اگر این طور باشد نتیجه همینی می‌شود که می‌بینید."

الف. یعنی امسال قرار هست آقای قالیباف پرتاب بشن به سمت ریاست جمهوری؟!

ب. نتیجه همینی می شود که می بینید؟!! ... مگه الآن چشه؟!

ج. نکنه شما هم قصد داری بری شورای شهر تا 4 سال بعد یکنفر رو پرتاب کنی؟!

د. پس باید سکوی پرتاب به کجا باشد؟! ... کره مریخ؟! مشتری؟!

اگر دروغ می‌گم، بزن تو گوشم (شعر طنز)

بشین عزیز، پرت و پلا نگو مرد!
این مدلی نمی‌شه عاشقی کرد

تو هر دلی یه عشق، موندگاره
آدم که بیشتر از یه دل نداره

درسته، ‌دیگه توی شهر ما نیست
دلی که مثل کاروانسرا نیست

بازم همون دلای بچگی‌مون
دلای باصفای بچگی‌مون

یه چیز می‌گم، ایشالا دلخور نشین:
«قربون اون دلای‌تک‌سرنشین!»

این روزا عمر عاشقی دو روزه
ایشالا پیر عاشقی بسوزه

بلا به دور از این دلای عاشق
که جمعه عاشقند و شنبه فارغ!

گذاشته روی میز من، یه پوشه
که اسم عشق‌های بنده توشه

زری، پری، سکینه، زهره، سارا
وجیهه و ملیحه و ثریا

نگین و نازی و شهین و نسرین
مهین و مهری و پرند و پروین

چهارده فرشته و سه اختر
دو لیلی و سه اشرف و دو آذر

سفید و سبزه، گندمی و زاغی
بلوند و قهوه‌ای و پرکلاغی ...

هزار خانمند توی این لیست
با عده‌ای که اسم‌شون یادم نیست!

گذشت دوره‌ای که ما یکی بود
خدا و عشق آدما یکی بود

نامه مجنون به حضور لیلی
می‌رسه اینترنتی و ایمیلی!

شیرین می‌ره می‌شینه پیش فرهاد
روی چمن تو پارک بهجت‌آباد

زلفای رودابه دیگه بلند نیست
پله که هس، نیازی به کمند نیست

تو کوچه،‌ غوغا می‌کنند و دعوا
چهار تا یوسف سر یک زلیخا!

نگاه عاشقانه بی‌فروغه
اگر می‌گن: «عاشقتم»، دروغه

تو کوچه‌های غربی صناعت
عشقو گرفتن از شما جماعت

کجا شد اون ظرافت و کرشمه
نگاه دزدکی کنار چشمه؟

کجا شد اون به شونه تکیه کردن
کنار جوب آب، گریه کردن

دلای بی‌افاده یادش به خیر
دخترکای ساده یادش به خیر

من از رکود عشق در خروشم
اگر دروغ می‌گم، بزن تو گوشم

تو قلب هیشکی عشق بی‌ریا نیست
حجب و حیا تو چشم آدما نیست

کشته دلبرند و ارتباطش
فقط برای برخی از نکاتش!

پرنده پر، کلاغه پر، صفا پر
صداقت از وجود آدما، پر

دلا! قسم بخور، اگر که مردی
که دیگه گرد عاشقی نگردی

ما توی صحبت رک و راستیم داداش
عشق اگه اینه، ما نخواستیم داداش

حال کذایی به شما ارزونی
عشق‌ریایی به شما ارزونی

نظرسنجی

چه محتوایی را بیشتر میپسندید؟


آمار سایت

بازدید کل9
بازدید امروز59
بازدید دیروز52
بازدید ماه قبل92
بازدید این ماه64
تعداد مطالب
نویسندگان

امکانات

کلیک کنید