تبلیغات
شجره طیبه صالحین - مطالب موضوعات طنز

شجره طیبه صالحین

محتوای مورد نیاز سرگروه ها

درباره سایت

خدا کند که کسی حالتش چو ما نشود
ز دام خال سیاهش کسی رها نشود
خدا کند که نیفتد کسی ز چشم نگار
به نزد یار چو ما پست و بی بها نشود
جواب ناله ی ما را نمی دهد "دلبر"
خدا کند که کسی تحبس الدعا نشود
شنیده ام که از این حرف، یار خسته شده
خدا کند که به اخراج ما رضا نشود
مریض عشقم و من را طبیب لازم نیست
خدا کند که مریضی من دوا نشود

تبلیغات

کد تبلیغات در اینجا

نویسندگان

لبخند های پشت خاکریز 1

یا زیارت یا شهادت

از آن اشخاصی بود که دائم باید در میان گودال های قبر مانند، سراغش را می گرفتی. یکسره مشغول ذکر و عبادت بود. پیشانی بندی داشت با عنوان «یا زیارت یا شهادت» که حقش را خوردند. از آنجا مانده از اینحا رانده! هر وقت هم برای پاک سازی میدان مین داوطلب می شد نامش در نمی آمد. آخر جنگ بچه ها یک پارچه تهیه کرده و روی آن نوشته بودند: کمک کنید. روی دست خدا باد کرده، دعا کنید تیر غیب بخورد.

از کتاب فرهنگ جبهه جلد سوم (شوخ طبعی ها) نوشته سید مهدی فهیمی
 

اولین انتقاد از دولت روحانی توسط بعضی ها(طنازی)


 

پنج روزی گذشت و دولت تو

هیچ‌ کاری نکرد، روحانی!

آبی از دولت تو گرم نشد

شد دلم از تو سرد، روحانی!

*

فکر و تدبیر تو گرانی را

همه دیدیم که مهار نکرد!

طیّ این چند سال هم نکند

آنکه در چند روز کار نکرد!

*

مشکل اشتغال حل نشده‌ست

وعده‌هایت چه شد؟ چه می‌گویی؟

نکند اوفتاده از جیبت

گم شده  آن کلید جادویی!

*

آنهمه وعده شد فراموشت

چون که از رای ما شدی پیروز؟

حل نشد مشکلات کشور، هیچ

رمضان هم که تازه شد سی‌روز!

*

با دو تا بُردِ ورزشی، یا شیخ!

آنزمان خلق شد نمک‌ گیرت!

حال تحریم‌ها اضافه شده‌ست

خوش‌قدم، مرحبا به تاثیرت!

*

تازه سطحِ توقّعاتِ همه

از تو بالا نبود، پایین بود!

تبِ «مُچّکریم» یادت هست؟

پاسخ آن تشکّرات این بود؟!

*

اعتدالت عجب وزیرانی

برگزید و  معرفی فرمود!

برو ای‌شیخ، بچّه گول نزن!

مثلاً این فراجناحی بود؟!

*

خب اگر بود، نام بنده چه شد؟

من مگر معتدل نمی‌باشم؟

غیرِ ده ماه در تمامی سال

شاعری مستقل نمی‌باشم؟!

*

دل من پنج روزه خون شد و سوخت

بهر این سوخته پُماد کجاست؟

آه...سرخورده گشته‌ام یا رب!

دولت اعتدال کجاست؟!

 

ترس بدون پرسش

 

درویشی به دِهی رسید. جمعی كدخدایان را دید آن‌جا نشسته،

گفت: مرا چیزی بدهید وگرنه با این دِه همان كنم كه با آن دِه دیگر كردم.

ایشان بترسیدند، گفتند مبادا كه ساحری یا ولی‌ای باشد

 كه از او خرابی به دِه ما رسد.

آنچه خواست بدادند. بعد از آن پرسیدند كه با آن ده چه كردی؟

گفت: آن‌جا سوالی كردم، چیزی ندادند، به این‌جا آمدم،

اگر شما نیز چیزی نمی‌دادید به دِهی دیگر می‌رفتم

 

معرفی سایت " سلام تربت "



«سلام تربت » با توجه به فقر پوشش اخبار در سایر نقاط کشور به تبعیض و بی‌عدالتی رسانه‌ای به نفع پایتخت‌نشیان و ساکنان شهر‌های بزرگ اعتقاد دارد. از این رو بر آن است تا بستر اصلی کار حرفه‌ای و اهداف خود را در راستای اعتقادات فوق الذکر در منطقه شهرستان تربت حیدریه پی‌گیری کند.

نظرسنجی

چه محتوایی را بیشتر میپسندید؟


آمار سایت

بازدید کل9
بازدید امروز59
بازدید دیروز52
بازدید ماه قبل92
بازدید این ماه64
تعداد مطالب
نویسندگان

امکانات

کلیک کنید